شیخ ابوالحسن خرقانی: " هركس به اين سرای درآيد،نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد."
ولادت پیامبر اسلام عام الفیل مصادف با سال تولد پیامبر اسلام است « چنانچه از تاریخ و روایات معلوم می شود پیش از ولادت و بعثت خاتم الانبیاء پیشگوئی های بسیاری در باره بعثت وولادت آن حضرت بوده است . اخباریکه در این باره رسیده نزد مسلمانان متواتر و قرآن بدان تصریح فرموده است . این پیشگوئی ها هم از زمان های دور پیش از بعثت از زبان پیمبران سلف رسیده و هم در زمان نزدیک بعثت علمای ادیان و کاهنان به زبان های مختلف بیان نموده اند ... » « سال دقیق ولادت پیغمبر (ص) معلوم نیست ابن هشام و دیگران نوشته اند ولادت او در عام الفیل بوده است یعنی سالی که ابرهه برای خراب کردن کعبه آمد . این تاریخ اگر برای کسانی که خود آن حادثه را به چشم دیده اند روشن باشد ، برای دیگران قطعی نیست ، زیرا هم اکنون بدرستی نمی توان گفت حادثه فیل درچه سالی بوده است چون تاریخ نویسان رحلت پیامبر را در سال 632 میلادی نوشته اند و حضرتش به هنگام مرگ 63 ساله بوده ، پس سال تولد او باید بین 569-570 میلادی باشد » در کتاب اسلام در ایران نیز بر این موضوع تاکید شده است که « بنا به روایات موجود محمد (ص) در سال 570 یا 571 میلادی در مکه بدنیا آمد ولی این تاریخ شاید صحیح نباشد و فقط به سبب وجود روایات دیگری پدید آمده که می گوید پیامبر در عام الفیل متولد شده » « ابن اسحاق گوید رسول خدا در روز شنبه دوازدهم ربیع الاول در عام الفیل بدنیا آمد ...وچون رسول خدا بدنیا آمد مادرش آمنه کسی بنزد عبدالمطلب جد بزرگوار او فرستاد که خداوند به تو پسری داده ، عبدالمطلب این مژده را شنید بمنزل آمنه آمد ... عبدالمطلب آن کودک را بدست گرفت و بدرون کعبه آورده مراسم شکر گزاری را از این مولودی که خداوند بدو عنایت فرموده به جای آورد » عبدالمقصود (در کتاب امام علی ) پیامبر را در هنگام حمله ابرهه دو ماهه اعلام می کند :« کسانی که در دل شب هراسناک حمله ابرهه به دل دره ها و بالای کوه ها پناه برده بودند هنوز چشمشان تازه مولودی را که بیش از دو ماه نداشت ندیده بودند .نوازد عزیزی که با همین پناهندگان بسر می برد . اگر او را می دیدند نمی شناختند و مانند اطفال دیگر می پنداشتند ، اگر به رموز غیب آشنا بودند می دانستند که وجود آن طفل رحمت خدای در میان آنان است . و دور ماندن آنان از دسترس دشمنان ، در آن روز خطرناک اثری از آثار برکت آن کوچک تازه چشم گشوده بود ...» پس از تولد « پیامبر تا چشم باز میکند پدر را نمی بیند و گر چه مادر دارداما دستی که باید او را از هر قالبی دور نگهدارد با داشتن مادر اورا در بیابان می کشاند . در آن زمان سنت عرب بر این بود که بچه ها را تا دو سالگی به بیابان می بردند تا دوره شیر خوارگی را در صحرا بگذرانند و سپس آنها را به شهر باز می گرداندند تا در دامن مادر رشد کنند .» «...به جستجوی دایه برای شیر دادن به محمد ، عبدالمطلب حلیمه را اجیر کرد . حلیمه دختر ابی ذویب از قبیله بنی سعد بن بکر بود . گویند به هر زنی از زنان بنی سعد که رسول خدا را می سپردند همینکه می فهمیدندآن کودک یتیم است از نگهداری و پذیرفتن او خود داری می کردند اما تنها چون حلیمه نتوانسته بود کودکی را پذیرا باشد به میان قبیله باز گشت و بچه یتیم را گرفت ... حلیمه گوید شب هنگامی که او رابرای شیر دادن در دامن خود نهادم دو پستان من چنان پر شد که او خورد و کودک خودم نیز که از گرسنگی نمی خوابید خورده و هر دو سیر شده و بخواب رفتند ... " دوران کودکی و تایید راهب مسیحی بر نبوت او بی شک زندگانی کسی که قرار است در آینده پیام آور خدا باشد بایستی با دیگران تفاوت هایی داشته باشد .و پیش از اینکه آن واقعه بوقوع بپیوندد باید آثار آن در اجتماع برای مردم و بعنوان یک سند تاریخی بیان شود . تائید و قبول رسالت از طرف بشرنیز نیازمند استدلال و نشانه است . بدین خاطر نمونه هایی از وقایع ای که پیش از نبوت برای پیامبر روی داده به اختصار آورده می شود : « محمد در شش سالگی مادرش رااز دست داد . نیای او عبدالمطلب سرپرستی او را عهده دار گردید . در هشت سالگی وی ، عبدالمطلب جهان را بدرود گفت ومحمد تحت سرپرستی عمویش ابوطالب در آمد ... در یکی از سفر های عمویش به شام همراه وی رفت و دربین راه در محلی که " بصری " نام دارد راهبی نصرانی به نام " بحیرا " نشانه های پیغمبری را در او دید و سفارش او را به عمویش کرد و مخصوصاً توصیه کرد این کودک رااز آسیب یهودیان که دشمن وی هستند بر کنار دارد » در سیره ابن هشام این ماجرا بدان صورت ذکر شده است که « قریشیان هر ساله برای تجارت به شام میرفتند ... در شهر بصری شام مردی دیر نشین و ترسائی به نام بحیرا در آن کلیسا زندگی می کرد... کاروان قریش در نزدیکی صومعه منزل کردند ... بحیرا به دقت به چهره آن حضرت خیره شد و یک یک اعضاء بدن او را که اوصافش را درکتاب ها دیده بود از زیر نظر گذرانید ... سپس به پشت سر آنجناب نظر کرد "مهر نبوت "را میان دو کتف او چنانچه می دانست مشاهده کرد ... » «در سوره 93 قرآن آمده که خداوند محمد را یتیمی بی پناه و فقیر و گمشده یافت ، خداوند پناه و تمکینش بخشید و راه نشانش داد...محمد (ص) جوان بود که به سمت عامل تجاری خدیجه در آمد و در سن بیست و چهار سالگی با خدیجه ازدواج کرد و حال آنکه خدیجه نزدیک چهل سال داشت » « محمد از اوان طفولیت به مجالس لهو ولعب و میگساری نزدیک نمی شد . در میان غاریکه در سینه مرتفع کوهی بود تنها منزل می گزید و از نادانی ها و خرافات قریش و ارباب هائیکه از سنگ های گنگ بدست خود تراشیده بودند روی می گردانید و به خداوند بی شریک یکتا روی می آورد .» دکتر شریعتی اعتنقاد داشت که کسی که بایستی پیامبر می شد این سرگذشت تلخ یتیمی و سختی ها را باید می داشت تا در کوره سختی ها ساخته می شد .« پنج عامل بزرگ است که انسان را می سازد اولین ساختمان و ابعادوشکل های روحی انسان را مادر می سازد – دومین عامل سازنده انسان پدر است – عامل سوم مکتب یا مدرسه است – چهارم محیط و جامعه است ... اما در زندگی پیغمبر اسلام که باید بزرگترین عامل را بعنوان شخصیت در تحول تاریخ داشته باشد ، هیچ یک از عوامل فوق ، روحش را در بر نگرفته است . اصلاً عمد بوده که هیچ قالبی به این روح تحمیل نشود ...» منبع : مطالب بالا با استفاده از تعداد 5 کتاب به نام های تاریخ تحلیلی اسلام –اسلام در ایران – امام علی – روش شناخت اسلام – سیره النبویه بوده است که متن داخل « » از این کتب برداشت شده است .
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 10:3  توسط يونس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زندگی عرصه ی یکتای هنرمندی ماست-هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود - صحنه پیوسته به جاست - خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

پیوندهای روزانه
گنجـــــــــــــــــور
رادیوگلها
دانلود کتابهای صوتی
ویکی پدیا
لغت نامه دهخدا
داوری -روزنامه های صبح
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
دی 1392
آذر 1392
مرداد 1392
خرداد 1392
دی 1391
آذر 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
آرشيو
آرشیو موضوعی
نقاشي هايم
مقالات
خاطرات روزمرگی
عکس هایم از طبیعت کوهستان گیلان
نكته ها
سلسله نوشتاردرباره مالکیت در اسلام
عكس هايم از موضوعات مختلف
جهان سياست
با شاعران
مسائل روز (مناسبت ها )
تشيع
هنــــــــــــــــر
تاملی در رسالت روشنفکران
نقد و بررسی
پیرامون دین و دینداری
بازگشت به قرآن
کالبد شکافی اجتماعی
متفرقه (موضوعات متفاوت)
درسی از تاریخ
مبانی اعتقادی
پرسش و پاسخ
پیوندها
کـــــــــــوهیار
روستای پامسار
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM